1- دانشگاه تبریز
چکیده: (23 مشاهده)
مقدمه و هدف: جنگلهای هیرکانی بهعنوان یکی از منابع طبیعی حیاتی در ایران، نقش بسزایی در تأمین خدمات بومشناختی و اقتصادی دارند. مدیریت پایدار این جنگلها نیازمند بررسی دقیق و جامع شاخصهای اقتصادی-اجتماعی است که میتوانند به حفظ و بهرهبرداری بهینه از این منابع کمک کنند. شناسایی این شاخصها نه تنها بر وضعیت اقتصادی جوامع محلی تأثیرگذار هستند، بلکه میتوانند بهبود شرایط اجتماعی و زیستمحیطی را نیز بهدنبال داشته باشند. بررسی شاخصهای اقتصادی-اجتماعی در مدیریت پایدار جنگلهای هیرکانی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا این شاخصها نقشی اساسی در موفقیت برنامههای مدیریتی ایفا میکنند. جوامع محلی که به منابع جنگلی برای تأمین معیشت خود وابستهاند، باید در فرآیندهای تصمیمگیری و اجرای برنامهها مشارکت فعال داشته باشند تا بتوانند نیازهای اقتصادی خود را بهصورت پایدار تأمین کنند. جنگلها میتوانند بهعنوان منبعی برای کاهش فقر عمل کنند، زیرا محصولات جنگلی اعم از چوبی و غیرچوبی و خدمات بومسازگانی مانند گردشگری درآمد قابل توجهی را برای جوامع محلی فراهم میکنند. میزان وابستگی در بین جوامع محلی میتواند بسیار متغیر باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر، ارزیابی وضعیت شاخصهای اقتصادی-اجتماعی با تاکید بر تحلیل تأثیر درآمد حاصل از منابع جنگلی بر معیشت و رفاه اقتصادی خانوارهای محلی و نقش آن در کاهش فقر و نابرابری درآمدی (ضریب جینی) در بین جوامع جنگلنشین جنگلهای هیرکانی در منطقه چالوس و کلاردشت میباشد.
مواد و روشها: منطقه مورد مطالعه پژوهش حاضر شامل محدوده طرحهای جنگلداری در جنگلهای هیرکانی واقع در شمال ایران، در مناطق چالوس و کلاردشت در غرب استان مازندران میباشد. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهبرداری تصادفی با پیمایش میدانی استفاده شد. دادههای پژوهش با استفاده از تکمیل پرسشنامههای نیمهساختار یافته از 215 خانوار جنگلنشین در بهار و تابستان 1404 تهیه شد. پیش از تکمیل پرسشنامهها، به منظور رعایت حقوق شهروندی و افزایش حس مشارکت در میان جنگلنشینان، رضایت آگاهانه افراد اخذ گردید. روایی پرسشنامه، با استفاده از دیدگاههای جمعـــی از اســتادان دانشـــگاه و همچنـــین کارشناســـان منابع طبیعی، تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز بـا اسـتفاده از آزمون آلفای کرونباخ در جامعه نظیر (با حجم 30 سرپرست خــانوار) مــورد پــایش قــرار گرفــت. در تجزیه و تحلیل دادهها، علاوه بر آمارههای توصیفی، از آزمونهای آماری استنباطی نظیر همبستگی استفاده شد. بـه منظـور تجزیـه و تحلیـل دادههـای جمـعآوری شـده، از نـرم افـزار SPSS نسخه 21 استفاده شد. سوالات اصلی پرسشنامه شامل مواردی از خصوصیات فردی و حرفهای افراد مورد مطالعه، نوع و میزان وابستگی، تعداد دفعات مراجعه به جنگل، تغییر وضعیت وابستگی و دسترسی به جنگل در طی 10 سال گذشته و سایر موارد بود. محاسبه ضریب جینی در دو حالت با درآمد و بدون درآمد از جنگل و بررسی نرخ فقر در جوامع محلی، به تحلیل تأثیر جنگلهای هیرکانی بر کاهش فقر و نابرابری درآمدی پرداخت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین تعداد اعضای خانوار مورد بررسی در پژوهش 5/3 نفر بود. «میانگین فاصله محل سکونت افراد مورد مطالعه از جنگل ۱/۴ کیلومتر بود. تعداد مراجعات به جنگل در فصول مختلف نشاندهنده نوعی وابستگی بود؛ بهطوری که پاسخدهندگان بیان کردند میانگین تعداد مراجعه در فصول بهار و تابستان (۳/۱ ± ۹/۱) و در فصول پاییز و زمستان (۸/۱ ± ۱/۰) بوده است. تفاوت بین دو فصل از نظر آماری در سطح یک درصد معنیدار بود. بر اساس نتایج، 7/88 درصد از افراد بیان کردند که از جنگل و محصولات جنگلی استفاده میکنند. این میزان وابستگی بر اساس طیف لیکرت 7/2 یعنی بالاتر از حد متوسط (5/2) میباشد. میانگین درآمد کل ماهانه خانوارهای مورد بررسی 121 میلیون ریال بود. بیشترین میزان استفاده از جنگل مربوط به جمعاوری میوههای جنگلی (184 نفر) بود و گیاهان دارویی (162 نفر) و هیزم (158 نفر) با اندکی اختلاف از همدیگر در ردههای بعدی قرار دارند. بیشترین و کمترین میزان تغییر وابستگی به جنگل به ترتیب در تامین آب از جنگل (9/3) و تامین مصالح برای ساخت خانه و انباری و اصطبل (4/1) بوده است. در بین کالاها و خدمات استفاده شده از جنگل، دسترسی به تامین مصالح برای ساخت خانه، انباری، اصطبل و علوفه حیوانات بیشتر دستخوش تغییرات دسترسی کمتر شده است و دسترسی به مواد اولیه از جنگل برای ساخت صنایع دستی بهتر شده است. بر اساس نتایج، میانگین درآمد کل ماهانه خانوارهای مورد بررسی 121 میلیون ریال بود. سهم درآمد حاصل از منابع جنگلی در بین خانوارها به طور متوسط 24 درصد که از 4 تا 61 درصد متغیر بود. ضریب جینی در دو حالت درآمدهای حاصل از جنگل (4/0) و بدون درآمدهای حاصل از جنگل (52/0)، تفاوت معنیداری نشان داد. متغیر تحصیلات رابطه منفی و معنیداری با وابستگی به جنگل دارند، بدینمعنا که افزایش سطح آموزش موجب جهتگیری خانوارها بهسوی کاهش بهرهبرداری مستقیم از جنگل میشود. مدل رگرسیونی حاکی از آن است که متغیرهای سن، سطح تحصیلات، اندازه خانوار، سطح زمین دیم زراعی و تعداد واحد دامی گوسفند تاثیر مهمی در میزان وابستگی به جنگل داشتهاند. متغیرهای مذکور حدود 24 درصد از واریانس متغیر وابسته را تحت تأثیر قرار میدهند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج میتوان نتیجه گرفت که جنگل نقش مهمی در اقتصاد و معیشت خانوارها بازی میکند. به طوری با با متوسط سهم 24 درصدی منابع جنگلی در درآمد کل خانوار، حذف جنگل از درآمد کل خانوار، نابرابری درآمدی به صورت معنیداری افزایش پیدا میکند. علاوه بر این، وابستگی اصلی خانوارها به جنگل برای جمعآوری میوههای جنگلی و گیاهان دارویی میباشد. همچنین دسترسی به منابع جنگلی نیز در طی سالهای گذشته دستخوش تغییراتی شده است. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهادات کاربردی شامل ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و جایگزین، توسعه آموزشهای محیطزیستی و ترویج مشارکت اجتماعی، بهبود دسترسی به بازار و زیرساختها، حمایت از برنامههای مبتنی بر منابع جنگلی مانند جنگلداری مشارکتی و صنایع کوچکمقیاس، و تقویت زنجیرههای ارزش افزوده بومی است. این اقدامات میتوانند وابستگی خانوارهای کمدرآمد به جنگل را کاهش، فشار بر منابع طبیعی را کم و عدالت اقتصادی و امنیت معیشتی جوامع جنگلنشین را افزایش دهند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/12/18 | پذیرش: 1405/3/5