1- گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
2- گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، کرج، ایران
3- گروه محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرمآباد، ایران
چکیده: (247 مشاهده)
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: جنگلهای مانگرو از مهمترین و حساسترین اکوسیستمهای ساحلی جهان به شمار میروند و نقش اساسی در حفاظت از سواحل، تثبیت رسوبات، تعدیل اقلیم محلی، حفظ تنوع زیستی و تأمین معیشت جوامع محلی دارند. این اکوسیستمها به دلیل توانمندیهای طبیعی خود در جذب کربن و کاهش اثرات سیلابهای ساحلی، اهمیت جهانی و منطقهای دارند. در سالهای اخیر، جنگلهای مانگرو با تهدیدهای فزایندهای مواجه شدهاند که منشأ آنها ترکیبی از عوامل انسانی و تغییرات اقلیمی است. تخریب سواحل، فعالیتهای صنعتی، برداشت بیرویه منابع طبیعی، آلودگیهای نفتی و تغییر کاربری اراضی همراه با افزایش دما، تغییر الگوهای بارش، بالا آمدن سطح آب دریا و تشدید رخدادهای حدی اقلیمی، از مهمترین عوامل تهدیدکننده این اکوسیستمها محسوب میشوند. در ایران، گونه حرا (Avicennia marina) بهعنوان گونه غالب جنگلهای مانگرو در سواحل جنوبی کشور پراکنش دارد و اهمیت اقتصادی، محیط زیستی و حفاظتی بالایی دارد. این گونه در تثبیت رسوبات، کاهش فرسایش ساحلی، تأمین زیستگاه برای آبزیان و پرندگان و بهبود کیفیت آب نقش مؤثری را ایفا میکند. با توجه به فشارهای ناشی از رشد جمعیت، مشکلات اقتصادی، محدودیت منابع طبیعی و اثرات تغییرات آب و هوایی، لزوم تدوین برنامههای مدیریتی کارآمد با محوریت حفاظت، احیا و جنگلکاری این اکوسیستمها بیش از پیش احساس میشود. شناسایی مناطق دارای پتانسیل بالا برای احیا و حفاظت جنگلهای حرا، گامی ضروری در موفقیت برنامههای مدیریتی به شمار میرود. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی عوامل مؤثر بر پراکنش گونه حرا به منظور پشتیبانی از برنامههای حفاظت و احیا است.
مواد و روشها: در این مطالعه، ابتدا با مرور جامع مطالعات انجامشده در سطح جهانی و ملی، مجموعهای از عوامل مؤثر بر پراکنش گونه حرا شناسایی شد. این عوامل شامل متغیرهای اقلیمی، فیزیکی، هیدرودینامیکی، شیمیایی و انسانی بودند. پس از استخراج اولیه شاخصها، فرآیند غربالگری با هدف انتخاب عوامل مؤثرتر انجام شد تا تنها متغیرهایی که بیشترین تأثیر را بر پراکنش گونه A. marina داشتند و دادههای آنها در دسترس بودند، وارد مراحل تحلیل گردند. برای تعیین ضریب اهمیت هر عامل، از روش دلفی و نظر کارشناسان و متخصصان حوزه منابع طبیعی، محیط زیست و اکوسیستمهای ساحلی استفاده شد. پرسشنامههایی در اختیار 20 نفر از متخصصان و کارشناسان خبره و محقق در زمینه جنگلهای مانگرو که شناخت کاملی از این منطقه داشتند قرار گرفت. براساس نظر متخصصان مهم ترین شاخص ها تعیین شده، پس از تعیین وزن و اهمیت شاخصها به اولویتبندی هریک اقدام شد.
یافتهها: در مجموع، 47 شاخص مؤثر بر پراکنش رویشگاههای حرا شناسایی شدند که منشأ آنها محیطی بود. این شاخصها در قالب سه معیار اصلی و 10 زیرمعیار دستهبندی شدند. سه معیار اصلی عبارت بودند از: اقلیم، ویژگیهای آب دریا و ویژگیهای زمین. زیرمعیارهای تعیینشده شامل بارش، دما، جزر و مد، رطوبت، ویژگیهای فیزیکی زمین، باد، تبخیر، موج، شوری و کیفیت آب بودند. تحلیل وزندهی شاخصها نشان داد که هر یک از این زیرمعیارها به میزان متفاوتی در پراکنش گونه حرا مؤثر هستند. در سطح شاخصهای جزئی، عواملی مانند شکل کرانه، بافت و شیب زمین، میزان رسوبگذاری و ویژگیهای فیزیکی بستر بیشترین تأثیر را داشتند، در حالی که شاخصهای شیمیایی آب مانند میانگین کلروفیل نقش کمتری را در پراکنش این گونه ایفا کردند. همچنین، مشخص شد که شاخصهای انسانی مانند اثرات فعالیتهای ساحلی و تغییر کاربری اراضی، اگرچه کمتر از شاخصهای طبیعی، اما بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بر پراکنش گونه تأثیرگذار بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج، از میان سه معیار اصلی، ویژگیهای زمین بهعنوان مهمترین عامل مؤثر بر پراکنش گونه حرا شناسایی شدند. همچنین از میان 10 زیرمعیار، ویژگیهای فیزیکی زمین بیشترین نقش را در تعیین رویشگاههای مناسب ایفا کردند. در سطح شاخصها، شکل کرانه بیشترین و میانگین کلروفیل آب کمترین تأثیر را بر پراکنش گونه A. marina در جنگلهای مانگرو جنوب کشور داشتند. این یافتهها با ارائه اولویتبندی و تعیین درجه اهمیت عوامل مؤثر میتوانند بهعنوان ابزار پشتیبان تصمیمگیری برای مدیران و برنامهریزان منابع طبیعی مورد استفاده قرار گیرند و نقش مؤثری را در افزایش کارایی برنامههای حفاظت، احیا و مدیریت پایدار جنگلهای مانگرو ایفا کنند. نتایج به دست آمده میتوانند در تعیین مناطق اولویتدار برای جنگلکاری، مدیریت مخاطرات ناشی از فرسایش ساحلی، حفاظت از گونههای جانبی و همزیست، افزایش ظرفیت اکوسیستم و بهبود برنامههای مدیریت اکوسیستم نقش مؤثری داشته باشند. استفاده از این یافتهها امکان توسعه برنامههای جامع مدیریتی مبتنی بر حفاظت اکوسیستم، تعامل مؤثر با جوامع محلی، بهینهسازی تخصیص منابع مالی و انسانی، افزایش آگاهی عمومی و کاهش اثرات مخرب عوامل انسانی و تغییرات اقلیمی را فراهم میآورد. در نهایت، بهکارگیری این ابزار در سیاستگذاریهای محیط زیستی، طراحی پروژههای احیا، برنامههای آموزشی و اقدامات حفاظتی جامع، میتواند تأثیرات مثبت بلندمدتی بر حفظ پایداری زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی سواحل جنوبی کشور داشته باشد و راهکارهای عملی را برای مقابله با تهدیدات اقلیمی و انسانی ارائه نماید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/10/1 | پذیرش: 1405/2/28