مقدمه: منابع طبیعی تجدیدپذیر، از جمله جنگلها، از ارزشمندترین سرمایههای زیستی زمین هستند و بهرهبرداری پایدار از آنها ضامن رفاه نسلهای کنونی و آینده است. جنگلها نه تنها نقش مهمی در تنظیم اقلیم و حفاظت خاک دارند، بلکه زیستگاه گونههای گیاهی و جانوری متنوع را فراهم میکنند. در ایران با حدود ۱۲ میلیون هکتار جنگل، رویشگاههای بلوط ایرانی (Quercus brantii Lindl.) در زاگرس یکی از مهمترین اکوسیستمهای جنگلی نیمهخشک کشور را تشکیل میدهند و حدود ۴۰ درصد از کل جنگلهای ایران را در ۱۰ استان پوشش میدهند. این جنگلها با توجه به کارکردهای اکولوژیک و زیستمحیطی خود، اهمیت بالایی دارند، اگرچه تولید چوب تجاری آنها محدود است. در دهههای اخیر، جنگلهای زاگرس با تخریب کمی و کیفی قابل توجهی مواجه شدهاند که ناشی از فعالیتهای انسانی مانند قطع درختان، چرای دام، تغییر کاربری و بهرهبرداری غیرمستمر و نیز عوامل طبیعی مانند خشکسالی و تغییر اقلیم است. این روند تخریب، نه تنها پوشش گیاهی و تنوع زیستی را کاهش میدهد، بلکه نقش جنگلها در ذخیرهسازی کربن و حفاظت خاک و منابع آب را تضعیف میکند. برای مدیریت پایدار جنگلها، شناسایی دقیق عوامل مؤثر بر تخریب ضروری است. در این راستا، روشهای تصمیمگیری چندمعیاره (MCDA) و سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS) ابزارهایی کارآمد برای تحلیل، وزندهی و اولویتبندی عوامل تخریب و ارائه راهکارهای مدیریتی هدفمند هستند. پژوهشهای گذشته نشان دادهاند که ترکیبی از عوامل انسانی، اقتصادی، اجتماعی و محیطی موجب تخریب جنگلها میشود و راهکارهایی مانند مشارکت محلی، جایگزینی سوخت، مدیریت دام و آبخیزداری میتواند مؤثر باشد. مطالعه حاضر با هدف شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تخریب جنگلهای بلوط ایرانی در شهرستان باشت، با بهرهگیری از روشهای چندمعیاره انجام شده و میتواند مبنایی برای حفاظت و بهرهبرداری پایدار از این منابع ارزشمند فراهم کند.
مواد و ورشها: منطقه مورد مطالعه این تحقیق، شهرستان باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد قرار دارد که با مساحت ۱۰۵۵ کیلومتر مربع و ارتفاع متوسط ۷۶۳ متر، دارای آب و هوای معتدل گرمسیری است. این شهرستان شامل چهار دهستان (بابویی، تلخاب، سرآببیز و کوهمرهخامی) و ۹۷ روستا میباشد که بخش عمده اراضی آن (حدود ۹۰ درصد) ملی و شامل جنگل و مرتع است. پوشش گیاهی منطقه غالباً بلوط ایرانی و گونههای دیگر نظیر بنه، کیکم و زالزالک را شامل میشود.دادهها در شهریورماه ۱۴۰۳ از طریق پرسشنامه پژوهشگرساخت طراحی شده برای کارشناسان منابع طبیعی شهرستان و مرکز استان جمعآوری شد. پرسشنامه شامل سه بخش اطلاعات فردی، مقایسه عوامل مؤثر بر تخریب جنگلها و پیشنهادات مدیریتی بود. روایی آن با استفاده از نظر متخصصان و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ 889/0 تأیید شد. برای تحلیل دادهها از مدل فرایند تحلیلی سلسله مراتبی (AHP) استفاده شد تا وزن زیرمعیارهای عوامل انسانی، مدیریتی، اقتصادی، طبیعی و فرهنگی-اجتماعی مشخص گردد. دادههای جمعآوری شده ابتدا در Excel ثبت و پس از تحلیل اولیه با نرمافزار SPSS و رسم نمودارها با Excel مورد بررسی قرار گرفت. این روشها امکان اولویتبندی و تعیین سهم هر عامل در تخریب جنگلهای بلوط شهرستان باشت را فراهم نمود.
یافتهها: در این مطالعه، عوامل تخریب جنگلهای شهرستان باشت با بهرهگیری از نظرات ۲۰ کارشناس (۹ نفر از شهرستان باشت و ۱۱ نفر از مرکز استان) و با استفاده از پرسشنامههای مقایسات زوجی تحلیل شد. میانگین سنی کارشناسان ۴۱ سال و سطح تحصیلات آنها از دیپلم تا دکتری متغیر بود. نتایج نشان داد که عوامل انسانی، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، طبیعی، مشارکتی و قانونگذاری نقش مهمی در تخریب جنگلها دارند. در بین عوامل انسانی، آتشسوزی عمدی یا سهوی (وزن 285/0) بیشترین تأثیر را داشت. از میان عوامل مدیریتی، نبود امکانات آتشنشانی در بخش نظارتی (437/0)، حمایت کم دولت از منابع طبیعی در بخش حمایتی (874/0)، فساد اداری در بخش اداری (389/0) و توسعه بخش کشاورزی در بخش زیربنایی (423/0) مهمترین عوامل شناسایی شدند. همچنین نیازهای معیشتی و فقر در بخش اقتصادی (491/0)، بیسوادی و عدم فرهنگسازی در بخش فرهنگی-اجتماعی، خشکسالی و تغییرات اقلیمی در بخش طبیعی (357/0)، عدم مشارکت جنگلنشینان (678/0) در بخش مشارکتی و ضعف قوانین حفاظتی (423/0) در بخش قانونگذاری بیشترین وزن را داشتند. به طور کلی، بیشترین سهم عوامل تخریب مربوط به بخش مدیریتی-حمایتی، عوامل مشارکتی و اقتصادی بوده و نشاندهنده ضرورت تقویت حمایتهای دولتی، افزایش مشارکت محلی و بهبود شرایط معیشتی در حفظ و احیای جنگلهای شهرستان باشت است.
نتیجهگیری: تحلیلهای انجامشده نشان میدهد که تخریب جنگلهای شهرستان باشت تحت تأثیر مجموعهای از عوامل انسانی، مدیریتی، اقتصادی، فرهنگی-اجتماعی، طبیعی، مشارکتی و قانونی قرار دارد. بیشترین تأثیر به ترتیب از عوامل مدیریتی (بهویژه حمایت کم دولت از منابع طبیعی)، مشارکتی (عدم مشارکت جنگلنشینان) و اقتصادی (نیازهای معیشتی و فقر) مشاهده شد. همچنین ارتفاع و تراکم جنگلها بهعنوان عوامل طبیعی حفاظتی عمل میکنند؛ در ارتفاعات بالاتر و مناطق با تراکم بیشتر، تخریب کمتر است، در حالی که جمعیت بالاتر و کاربریهای کمتراکم باعث افزایش تخریب میشوند. تحلیل سوات نشان داد که نقاط قوت شامل آگاهی کارشناسان و وجود سیستم ارزیابی علمی است، اما ضعفهای ساختاری مدیریتی، کمبود قوانین اجرایی و مشارکت ناکافی مردم همچنان تهدیدکننده پایداری جنگلهاست. فرصتها شامل تقویت مشارکت محلی، اصلاح ساختار مدیریتی و بازنگری قوانین است، در حالی که تهدیدات شامل ضعف مدیریت، فشار اقتصادی، فعالیتهای انسانی و عوامل طبیعی نظیر خشکسالی و آتشسوزی باقی میماند. بنابراین، برای کاهش تخریب و حفاظت پایدار از جنگلها، ضروری است که اصلاحات مدیریتی، افزایش مشارکت جامعه محلی و بهبود نظام قانونی در اولویت قرار گیرد. اجرای برنامههای جامع در این سه حوزه میتواند منجر به حفظ و بازسازی منابع طبیعی منطقه شود.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
تخصصي دریافت: 1404/6/24 | پذیرش: 1404/9/23