چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: از پارامترهای اساسی در مدیریت جنگل، اطلاع دقیق از موجودی سرپای درختان جهت برنامهریزی است که با آماربرداری جنگل مقدور و عملی میشود. دخالت و وابستگی بیش از حد انسان به جنگلها، ساختار طبیعی آنها را تغییر داده است.گرچه شرایط برداشت چوب در این جنگلها فراهم نیست، اما نقش آنها در حفظ خاک و آب، معیشت مردم محلی و بهبود محیط زیست ضروری است.روشهای نمونهبرداری باید بهگونهای باشند که ضمن داشتن دقت لازم و هزینه کم، اجرای آنها در طبیعت آسان باشد. هدف اصلی این تحقیق ارائه یک روش نمونهبرداری جدید با عنوان ترانسکت شاخهای در جنگلهای زاگرس ایران و جنگلهای مشابه است. از ویژگیهای این روش جدید داشتن دقت مناسب، اجرای آسان در طبیعت، سادگی محاسبات آماری و کم هزینه بودن است. تعداد درختان در هکتار (تراکم) در یک جامعه جنگلی بیانگر وضعیت موجود بوده و پایش آن، در ارزیابی تغییرات تودههای جنگلی بسیار اهمیت دارد. استفاده از روشهای نمونهبرداری فاصلهای بخصوص در جنگلهای تنک، بهدلیل کاهش هزینههای آماربرداری و داشتن دقت مطلوب در سالهای اخیر رو به گسترش است. هدف اصلی تحقیق ارزیابی کارایی یک روش فاصلهای پیشنهادی (خط نمونه شاخهای یا ترانسکتهای با شاخههای جانبی) با قابلیت اجرای آسان و داشتن دقت مطلوب، در شبکه آماربرداری ۱۰۰*۱۰۰ متری و در محیط جیایاس است.
مواد و روشها: منطقه مورد مطالعه در بخش جنوب غربی منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ در شهرستان ایلام قرار دارد. ابتدا یک منطقه جنگلی با مساحت ۹۰ هکتار آماربرداری صد در صد شد، سپس از خط نمونههای ۱۰ و ۲۰ متری با شاخههای فرعی حداکثر ۲۰ متری استفاده شد (۹۰ نقطه نمونهبرداری). در این تحقیق برای اولین بار از روش نمونهبرداری خط نمونه با شاخههای جانبی ۲، ۴ و ۶ شاخه استفاده شده است. در ارزیابی روشها با آماربرداری صد در صد از معیارهای درصد صحت استفاده شد. در این روش از یک ترانسکت استفاده میشود که خود از چند شاخه یا ترانسکت جانبی یا فرعی تشکیل شده است. طول ترانسکت اصلی، ترانسکت فرعی، تعداد درختان مورد اندازهگیری در هر ترانسکت فرعی و تعداد شاخههای فرعی در این روش قابل تغییرند و بر اساس همگنی، ناهمگنی، تراکم، ساختار جنگل و ابعاد تاج درختان قابل تغییر است. و با توجه به وضعیت جنگل و نظرکارشناسی تعیین میشوند. بهطور کلی، زمانیکه جنگل متراکمتر یا همگنتر باشد، میتوان تعداد شاخههای فرعی و درختان را کمتر در نظر گرفت. بهتر است در جنگلهای غیر انبوه مانند جنگلهای زاگرس، زیرشاخههای بیشتری در نظر گرفته شود تا سطح وسیعتری در برآورد موجودی قرار گیرد و تعداد قابل قبولی درخت بهصورت ترانسکت بررسی شود. با توجه به اینکه هدف اصلی تحقیق ارائه یک روش نمونهبرداری جدید برای جنگلهای زاگرس میباشد، میبایست نتایج حاصل از این روش، برای یک احتمال معین، با یک مقدار واقعی مقایسه گردد تا بتوان در مورد دقت آماربرداری در روشهای مورد مطالعه قضاوت نمود. در منطقه مورد مطالعه ابتدا آماربرداری صد در صد انجام شد و در مراحل بعدی نتایج دادههای آماربرداری در هر روش نمونهبرداری با مقدار واقعی یعنی نتایج حاصل از آماربرداری صد در صد منطقه، مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: نرمال بودن دادهها با استفاده از آزمون کایاسکوار و آزمون تی غیرجفتی (تیتست) برای مقایسه میانگین تعداد و تاج درختان در هکتار، حاصل از نمونهبرداری با نتایج حاصل از آماربرداری مقدار واقعی (۱۰۰ درصد موجودی) مورد آزمون قرار گرفت. با توجه به نتایج حاصل از آماربرداری صد در صد (۱۲۰۷۹ اصله درخت) تعداد در هکتار درختان ۱۴۱ اصله و تاج پوشش (۶۲/۳۲) در هکتار ۳۰۷۴ مترمربع بهدست آمد. خط نمونه ۶ شاخه دو درختی با تعداد در هکتار ۱۴۱ اصله و روش چهار شاخه یک درختی با تاجپوشش ۳۸۱۵ مترمربع در هکتار نسبت به میانگین واقعی بهترین نتایج را نشان داد. تجزیه و تحلیل یافتهها نشان میدهد اکثر روشهای نمونهبرداری مورد تحقیق (خط نمونه شاخهای با شش روش مختلف (۶b۲t- ۶b۱t- ۲b۱t- ۲b۲t- ۴b۲t-۴b۱t ) نتایج قابلقبولی جهت ارزیابی جنگلهای تنک دارند ولی روشهای خط نمونه شاخهای در اکثر شبکهها دارای درصد خطای آماربرداری کمتر و از نظر میانگین تعداد در هکتار نیز مقدار واقعی نزدیکترند.
نتیجهگیری کلی: در مجموع روش خط نمونه شاخهای جهت برآورد تعداد در هکتار در اکثر شبکهها دارای درصد صحت در محدوده ۱۰ درصد و از نظر میانگین تعداد در هکتار نیز با احتمال ۹۵ درصد اختلاف معنیداری با مقدار واقعی نداشت و نسبت به دیگر روشهای فاصلهای موردمطالعه در این تحقیق (نسبت به روشهای شاخهای برای برآورد تاجپوشش) از دقت و صحت مطلوبتری برخوردار بود. با توجه به جدید بودن روش نمونهبرداری ارائه شده موردی جهت مقایسه وجود نداشت بهعبارتی روش ترانسکت شاخهای در مناطق دیگر انجام نشده که بتوان با نتایج این بررسی ارزیابی گردد. در نهایت نتایج این بررسی برای پارامترهای تعداد و مساحت تاج پوشش درختان در هکتار و مقایسه آن با مقدار واقعی و انعطافپذیری این روش (قابل تغییر بودن تعداد شاخهها، تعداد درختان هر شاخه و طول ترانسکتهای اصلی و فرعی) نشان میدهد روشی مناسب برای نمونهبرداری در جنگلهای تنک و حتی جنگلهای نرمال میباشد.