جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای امیری

محسن گرگندی پور، سید عطا اله حسینی، احسان عبدی، قوام الدین زاهدی امیری،
دوره ۵، شماره ۹ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۶ )
چکیده

    زمین لغزش‌ها باعث ایجاد فرایندهای بوم شناختی زیادی در مقیاس محلی در چشم­انداز منطقه شامل فرایندهای توالی  بوم شناختی می‌شوند. خصوصیات زمین‌شناسی زمین لغزش و مدیریت آن‌ها به عنوان خطرات فیزیکی به خوبی بررسی شده است اما فرآیندهای بوم شناختی که با زمین لغزش‌ها ایجاد می‌شوند و ارتباط آنها با اقدامات برای بازسازی پایداری دامنه‌های ناپایداربه­ خوبی بررسی نشده است. در این مطالعه خصوصیات فیزیکو شیمیایی و مکانیکی خاک و تنوع زیستی علفی منطقه لغزشی تثبیت‌شده در پیچ صنوبر جنگل خیرود با منطقه بدون لغزش مجاور خود مقایسه شد. جهت مطالعه وضعیت تنوع زیستی علفی و خصوصیات خاک در دو منطقه مورد مطالعه از قطعات نمونه ۲ × ۲ متر استفاده شد. برای محاسبه شاخص‌های تنوع زیستی از نرم­ افزار PAST و برای مقایسه خصوصیات خاک و وضعیت تنوع زیستی علفی دو منطقه از آزمون t مستقل در نرم‌افزار SPSS استفاده شد. نتایج آزمون آماری نشان داد که بین خصوصیات شیمیایی خاک و تنوع زیستی علفی مناطق مورد مطالعه اختلاف معنی‌داری وجود ندارد. نتایج بررسی خصوصیات مکانیکی خاک نشان داد که خاک دو منطقه ریزدانه و لومی رسی است. نتایج به طور کلی نشان داد که منطقه لغزشی تثبیت شده بعد از حدود دو دهه از نظر خصوصیات فیزیکو شیمیایی و مکانیکی خاک به حالت اولیه قبل از وقوع لغزش برگشته است. بنظر می رسد در چنین مناطقی می توان انتظار داشت شرایط تنوع زیستی علفی فاقد تفاوت معنی دار شود و در آخر اینکه می توان با بستن یا تغییر مسیر جاده­ های دارای لغزش حاشیه­ ای به بازگشت برخی خصوصیات خاک به وضعیت مناسب  کمک نمود.  
 
 
مهدیه قاسمی چراتی، معصومه شایان مهر، بهنام امیری بشلی، نیکلاس گایوآ سیپولا،
دوره ۹، شماره ۱۸ - ( پاییز و زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه و هدف: پادمان از فراوان‌ترین بندپایان تجزیه ­کننده در خاک بوم‌سازگان‌های جنگلی می ­باشند. آن­ها یکی از بهترین شاخص­ های زیستی در بین مزوفون خاک برای تعیین سلامت و پایداری زیست­ بوم­ های جنگلی می­ باشند. جنگل‌های هیرکانی که بخش اعظم آن در کشور ایران قرار گرفته از جمله جنگل­ های بسیار با ارزش کره زمین هستند که با وجود تنوع اقلیمی، گونه‌های گیاهی و جانوری منحصر به­‌ فرد در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده اند. با وجود نقش بسیار مهم پادمان در فرایندهای مهم بوم­شناختی جنگل­ها از جمله تجزیه مواد آلی و کمک به چرخه عناصر و  نقش این بندپایان کوچک در جنگل­های هیرکانی کشور ما چندان بررسی نشده است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و شناخت و معرفی فون گونه ­های موجود در خاک جنگل­ ها می ­باشد تا اهمیت آن­ها برای بوم­ شناسان جنگل در ایران مشخص شود.
مواد و روش ها: تحقیق در ایستگاهی در جنگل سمسکنده ساری به عنوان بخشی از جنگل­های خزان‌کننده معتدله منطقه هیرکانی انجام گردیده است. برای بررسی فون پادمان در خاک و لاشبرگ این جنگل، در سال‌های ۱۳۹۴-۹۵، نمونه­ های خاک و لاشبرگ از چندین نقطه مختلف جنگل توسط آگر و تله گودالی تا عمق ۱۰ سانتی متری خاک جمع ­آوری شد. این بندپایان به کمک قیف برلیز استخراج شدند و پس از تهیه اسلایدهای میکروسکوپی، شناسایی گونه‌ها توسط کلیدهای معتبر انجام گردید.
یافته ها: در مجموع ۲۵ گونه متعلق به ۲۱ جنس از ۹ خانواده در سطح گونه شناسایی شد. نمونه‌های متعلق به جنس‌های Lepidocyrtus، Sminthurinus، Neanura، Sphyrotheca و Dicyrtoma تنها در سطح جنس شناسایی شدند.
نتیجه گیری: شش گونه شامل Entomobrya obscurella (Brown, ۱۹۲۶)، Heteromurus gigans (Mari Mutt & Stomp, ۱۹۸۰)، Heteromurus variabilis (Martynova, ۱۹۷۴)، Orchesella spectabilis (Stach, ۱۹۶۰)، Pseudachorutes corticicolus (Schaffer, ۱۸۹۷) و Protaphorura ombrophila (Stach, ۱۹۶۰) برای اولین بار در فون خاکزیان جنگل‌های هیرکانی معرفی می ­شوند. دو گونه Neelus murinus (Folsom, ۱۹۸۶) و Pseudachorutes subcrassus Tullberg, ۱۸۷۱ بعد از ۳۸ سال بعد از اولین گزارش کاکس (۱۹۸۲) مجددا  برای جنگل‌های سمسکنده ساری گزارش می­ شوند.

حمید عرب عامری، علیرضا مشکی، مجتبی امیری، مریم ملاشاهی،
دوره ۹، شماره ۱۸ - ( پاییز و زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده

 مقدمه و هدف: بلندمازو Quercus castaneifolia C.A. May از ارزشمندترین گونه­ های بوم‌سامانه‌های جنگلی هیرکانی از دیدگاه زیست محیطی و اقتصادی می باشد. هدف این مطالعه، شناخت دقیق تاثیر الگوهای آمیختگی چند گونه‌ای بر ویژگی‌های کمی توده و خاک تحت پوشش بلندمازو در رویشگاه طبیعی بوده که می‌تواند اطلاعات مفیدی را در مدیریت پایدار و نزدیک به طبیعت جنگل‌کاری‌های آتی با این گونه فراهم آورد.
مواد و روش ها: در پژوهش حاضر، سه توده خالص بلند مازو (بلندمازو حداقل ۹۰%)، توده آمیخته بلندمازو-انجیلی به­ همراه افرا (۵۰% بلندمازو) و توده آمیخته افرا-انجیلی به ­همراه بلندماوز (کمتر از ۲۰% بلندمازو) در طرح جنگلداری سرخداری در استان گلستان انتخاب شده و برخی ویژگی‌های جنگل‌شناسی و خصوصیات خاک در آنها مورد بررسی قرار گرفت. برای این مطالعه در هر یک از توده های مورد بررسی  اقدام به پیاده کردن شبکه آمار برداری به ابعاد ۱۵۰ در ۲۰۰ متر به روش تصادفی-سیستماتیک و ۱۵ قطعه نمونه آمار برداری دایره ای ۱۰۰۰ متر مربعی برداشت شد (در مجموع ۴۵ قطعه نمونه دایره ای در کل توده ها).
یافته ها: بر اساس نتایج میانگین بدست آمده، تراکم درختان موجود در سه توده بلندمازو خالص، آمیخته ۵۰% و آمیخته کمتر از ۲۰% به ترتیب برابر با ۲۷۴، ۲۸۹ و ۲۵۲ در هکتار و میانگین حجم توده سرپا برابر با ۴۴۲، ۳۹۴ و ۳۷۱ متر مکعب در هکتار بوده است. بیش‌ترین فراوانی در قطرهای ۳۵> سانتی‌متر، مربوط به توده بلندمازو و در قطرهای ۳۵> سانتی‌متر مربوط به توده آمیخته ۲۰% بلند مازو می‌باشد. بیش‌ترین ارتفاع کل درختان در طبقات قطری <۵۵ سانتی‌متر در توده بلند مازو خالص مشاهده گردید..بیش‌ترین میزان pH خاک در بلندمازو خالص (۶/۶) و کم‌ترین آن در توده ۲۰% بلند مازو (۵/۹۹) اندازه‌گیری شد. همچنین بیش‌ترین میزان مواد آلی و نیتروژن خاک در توده بلندمازو خالص (به ترتیب ۶/۹۰ و ۰/۷۳ درصد) و کم‌ترین آن در توده ۲۰% بلند‌‌ مازو (۴/۱۵ و ۰/۴۰ درصد) مشاهده گردید. از نظر مقدار فسفر و پتاسیم قابل جذب نیز تیمارهای بلندمازو خالص و ۵۰% بلند مازو حاوی مقادیر بالاتری نسبت به توده‌ی ۲۰% بلندمازو می‌باشند.
نتیجه‌گیری: در مجموع افزایش تراکم درختان بلند مازو باعث افزایش رشد کمی توده و همچنین باعث بهبود خواص شیمیایی خاک از قبیل مقدار مواد آلی و عناصر نیتروژن، پتاسیم و فسفر بوده است. 

پیمان امیری، جواد سوسنی، رامین حسین زاده، حامد نقوی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده

چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: مدیریت پایدار و برنامهریزی اصولی منابع جنگلی به اطلاعات کارآمد و باکیفیتی از وضیعت حال و آینده جنگل نیازمند است. بررسی وضیعت فعلی و آینده تودههای جنگلی، توصیف ساختار تودۀ جنگلی و واکنش توده به عملیات پرورشی از جمله توانمدیهای توزیعهای آماری در مدیریت جنگل بهشمار میآید. مدلسازی توزیع فراوانیها عبارت است از نحوه پراکنش افراد یک جمعیت در طبقات مختلف، از آنجا که پدیدههای طبیعی شامل انواع پیوسته و گسسته هستند، نحوه توزیع آنها نیز متفاوت و متنوع خواهد بود. استفاده از توزیعهای آماری در جنگل از قدمت زیادی برخوردار است، بهطوریکه برخی از محققان سابقه آن را تا دو قرن نیز دانستهاند. جنگلهای زاگرس بهعنوان یکی از مهمترین ناحیههای رویشی ایران، اهمیت خاصی از نظر اجتماعی-اقتصادی و بومشناختی دارند. گونه غالب این جنگلها، گونه بلوط ایرانی (Q. brantii Lind) می ­باشد. این گونه بر حسب شرایط جغرافیایی و محیطی دارای رویشگاههای متنوعی در ناحیه رویشی زاگرس میانی است لذا انتظار میرود که این گونه دارای توابع توزیع احتمال متفاوتی در رویشگاههای متفاوت باشد. بنابراین در این پژوهش به بررسی توابع توزیع احتمال مشخصه ارتفاع در رویشگاههای دارای ساختار رویشی متفاوت بلوط ایرانی در جنگلهای شهرستان خرمآباد پرداخته شده است تا با انتخاب بهترین مدلها در رویشگاههای مختلف، اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران و برنامهریزان جنگل در جهت حفظ و ارتقای این جنگلهای ارزشمند قرار داده شود.
مواد و روشها: بهمنظور اجرای این پژوهش با انجام جنگلگردشیهای متعدد، دو منطقه با ساختار رویشی متفاوت شامل دانه و شاخهزاد (منطقه سفیدکوه) و شاخه و دانهزاد (منطقه قلعهگل) در سطح جنگلهای شهرستان خرمآباد در نظر گرفته شد. در هرکدام از این مناطق تودۀ جنگلی به مساحت تقریبی سه هکتار انتخاب شد، این توده جنگلی به گونهای انتخاب شد که معرف جنگلهای منطقه باشد. تودۀ جنگلی قلعهگل در ارتفاع ۱۸۵۰ متری از سطح دریا و دارای شیب متوسط ۲۰ درصد، خاک بستر نیمهعمیق و جهت شمالی بود، همچنین تودۀ جنگلی سفید کوه نیز در ارتفاع ۱۹۰۰ متری از سطح دریا با شیب متوسط ۳۰ درصد، خاک بستر نیمهعمیق و جهت شمالی قرار داشت. در ادامه در هرکدام از این دو تودۀ جنگلی انتخاب شده، ارتفاع تمامی درختان بلوط ایرانی که بلندی آنها بالاتر از ۱/۵ متر بود مورد آماربرداری صد در صد قرار گرفت. در مجموع در دو منطقه سفیدکوه و قلعهگل بهترتیب ارتفاع تعداد ۴۵۸ و ۳۴۸ اصله درخت بلوط ایرانی مورد اندازه­ گیری قرار گرفت. برای اندازه ­گیری ارتفاع درختان از دستگاه لیزری TruPulse ۳۶۰ استفاده شد. در این پژوهش بهمنظور بررسی پراکنش طبقات ارتفاعی، با توجه به پیوسته بودن متغیر ارتفاع، از پرکاربردترین مدلهای توزیع احتمال پیوسته در پژوهشهای زیستی شامل: وایبول دو پارامتره، گاما دو پارامتره، نرمال، لگ نرمال، بتا و جانسون استفاده شد، همچنین نیکویی برازش دادهها با استفاده از آزمون اندرسون-دارلینگ که از توان بالاتری در مقایسه با سایر آزمونها برخوردار است، بررسی شد. برای تحلیل کلیه دادهها و رسم نمودارها نیز از نرمافزار Easy Fit ۵,۶ استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اشتباه آماربرداری در منطقه سفیدکوه برابر با ۴/۴۵ درصد و در منطقه قلعه ­گل برابر با ۲/۸۲ درصد میباشد، میانگین ارتفاع درختان در منطقه سفیدکوه ۶/۷۶ متر و و دادهها بین دو مقدار ۱/۸ تا ۱۸ متر توزیع یافتهاند، در حالی که در منطقه قلعه گل میانگین ارتفاع درختان اندازهگیری شده برابر با ۷/۵۴ متر و دادهها بین دو مقدار ۱/۵۳ و ۱۴/۰۴ متر قرار دارند. براساس مقادیر مربوط به چولگی و کشیدگی در دو منطقه جنگلی، میزان کشیدگی و چولگی در هر دو منطقه مثبت و در منطقه سفیدکوه بیشتر از منطقه قلعهگل میباشد که نشاندهنده تمرکز بیشتر دادهها در طبقات ارتفاعی پایینتر در منطقه سفیدکوه است. همچنین نتایج آزمون نیکویی برازش اندرسون-دارلینگ در منطقه سفیدکوه (دانه و شاخهزاد) نشان داد که مناسبترین توابع توزیع احتمال (در سطح خطای پنج درصد) برای مدلسازی توزیع درختان در طبقات ارتفاعی بهترتیب جانسون sb و بتا میباشند، در منطقه قلعهگل (شاخه و دانهزاد) نیز مناسبترین توابع توزیع بهترتیب بتا و نرمال تشخیص داده شدند.
نتیجهگیری کلی: در مجموع نتایج این پژوهش نشان داد در مناطقی که جنگل بلوط دارای فرم دانه و شاخهزاد میباشد باتوجه به شکل توزیع (توزیع کمشونده)، جنگل دارای ساختار ناهمسال است و در مناطقی که فرم جنگل شاخه و دانهزاد میباشد جنگل بهسمت یک جنگل تک اشکوبه و همسال رفته است که دلیل عمدۀ آن تخریبهای ناشی از رمه گردانی، قطع سرشاخهها جهت تألیف دام و مصرف سوخت و همچنین استفاده بیرویه از محصولات فرعی است که در سطح این منطقه رخ داده است در حالیکه در منطقه سفیدکوه بر اساس مشاهدات میدانی آثار تخریب و دخالت انسانی کمتری در سطح منطقه مشاهده شد. همچنین با توجه به شکل توزیعهای بهدست آمده در دو رویشگاه مشخص شد که فرم رویشی درختان بر روی توابع توزیع ارتفاع درختان تأثیرگذار بوده است که این امر میتواند جهت حفظ و کنترل این جنگلهای ارزشمند اطلاعات مفید و سودمندی در اختیار مدیران، برنامهریزان و محققان قرار دهد.



دکتر مجتبی امیری، دکتر مجید محمدی، دکتر حامد یونسی کردخیلی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده

 مقدمه و هدف: پیچیدگی ساختار پوشش گیاهی یک ویژگی مهم بوم‌سازگان‌های طبیعی است که معمولاً با عملکرد اکولوژیکی بیشتر مرتبط است. مطالعات نشان داده است که جوامع گیاهی متنوع‌تر از نظر ساختاری پیچیده‌تر هستند. با این حال، شکل و کلیت این رابطه و مکانیسم‌های مرتبط با آن به خوبی شناخته نشده است. از طرفی سرمایه‌ها و خدمات بوم‌سازگان‌های جنگلی به دلیل تخریب و جنگل‌زدایی در بخش‌های از کشور، بخصوص چشم‌اندازهای کوهستانی به طور چشم‌گیری رو به کاهش است. هدف این پژوهش، ارزیابی تغییرات ساختاری توده‌های جنگلی تحت تأثیر شدت‌های مختلف تخریب در یک بوم‌سازگان کوهستانی است. مطالعه با تحلیل شاخص‌های ساختاری از جمله فراوانی، ترکیب، تعداد در هکتار، قطر در ارتفاع برابر سینه، ارتفاع درختان و وضعیت زادآوری گونه‌های چوبی، تلاش دارد تا به درک بهتری از روند تخریب و اثرات آن بر ساختار جنگل دست یابد. همچنین، این تحقیق به ارائه پیشنهادهایی برای مدیریت پایدار و احیای این توده‌ها تمرکز دارد.
مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر در سه توده‌ی با ترکیب و ساختار و همچنین شدت تخریب متفاوت در جنگل ابر شاهرود استان سمنان انجام شد. در هر توده ۳ قطعه نمونه ۱ هکتاری به ابعاد (۱۰۰×۱۰۰ متر) به روش ترانسکت انتخاب شد. ترانسکت‌ها موازی یکدیگر و در جهت کلی شیب مستقر شدند. در هر قطعه‌نمونه مشخصه‌های گونه، قطر در ارتفاع برابرسینه تمام درختان بیشتر از ۷/۵ سانتی‌متر اندازه‌گیری و ثبت شد. از قطر برابرسینه و رویه‌زمینی، تراکم درختان قطور، ضریب جینی، شاخص پیچیدگی ساختار و ضریب کاهش قطری دولیوکورت جهت مقایسه تفاوت بین توده‌ها استفاده شد. ارزیابی ساختار توده با توجه به شدت تخریب با استفاده از مثلث ساختار جنگل جهت ارزیابی ساختار توده‌ها بر اساس شدت تخریب استفاده شد. برای این کار رویه‌زمینی در طبقات کم قطر، میان‌قطر و قطور محاسبه شد. اندازه‌گیری تجدیدحیات گونه‌های چوبی در ریزقطعات نمونه با ابعاد ۲×۲ متر (۴ مترمربع) در نظر گرفته شد. مشخصات تجدیدحیات گونه‌های چوبی در سه گروه با ارتفاع کمتر از ۰/۳، ۱/۳۰ -۰/۳۰ و بیشتر از ۱/۳۰ متر اندازه‌گیری شد. مشخصه‌های تنوع گونه‌ای، ترکیب، توزیع تعداد و رویه‌زمینی در طبقات قطری و وضعیت تجدیدحیات با استفاده از آزمون یک طرفه ANOVA و مقایسات چندگانه توکی در سطح ۵ درصد باتوجه‌به نوع آشفتگی توده‌ها مقایسه شدند.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که ۲۸۳۸ پایه متعلق به ۱۱ گونه‌ی چوبی در منطقه موردمطالعه مشاهده شد. توزیع فراوانی‌ گونه‌ها در توده‌های جنگلی متفاوت است. ساختار توده‌ها فراوانی گسترده‌ای از حضور پایه‌های جوان و کم قطر (D.B.H<۳۰cm)، کاهش پایه‌های قطور و مسن (D.B.H>۵۵cm) را در هر سه توده نشان می‌دهد. توده با تخریب متوسط از متنوع‌ترین و فراوان‌ترین تجدیدحیات گونه‌های چوبی برخوردار است. الگوی کلی توزیع تعداد در طبقات قطری توده‌های موردمطالعه همانند توده‌های جنگلی ناهمسال طبیعی، رونده کاهنده یا نیمه‌هذلولی را نشان می‌دهد به‌طوریکه منحنی توزیع جمعیت آنها از شکل جی J معکوس پیروی می‌کند. در هر سه توده بیشترین فراوانی متعلق به گونه‌های لِوَر (Carpinus orientalis Mill.) و اوری (Quercus macranthera Fisch. & Mey.) بود. در توده‌های کمتر دست خورده و تخریب زیاد، این دو گونه به ترتیب ۵/۶۰ درصد (۶۶۷ و ۴۴۰ فرد) و ۲۲/۷ درصد (۲۵۰ و ۱۶۵ فرد) از کل پایه‌های مورد بررسی را تشکیل می‌دهند.
نتیجه‌گیری: شدت بهره‌برداری و برداشت در محیط با آشفتگی و تخریب متوسط، بیشتر و در محیط با تخریب زیاد، کمتر است با این حال، نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد که به‌نظر نمی‌رسد بهره‌برداری و برداشت درختان توسط جوامع محلی و حتی تفرج کنندگان اثرات نامطلوبی بر فراوانی، ساختار و زادآوری توده‌های موردمطالعه داشته باشد. بلکه عوامل دیگری از جمله برداشت‌های غیرمجاز و قاچاق، احداث جاده و مسیرهای انتقال گاز و برق، تغییر کاربری و احتمالاً تغییر اقلیم می‌تواند نقش مهمی در تخریب این توده‌های ارزشمند داشته باشد. باتوجه‌به نتایج تحقیق بهبود وضعیت تجدیدحیات طبیعی گونه‌های درختی بومی از طریق شیوه‌های مختلف جنگل‌کاری توصیه می‌شود. نیاز به حفاظت فوری به منظور اطمینان از بهره برداری و مدیریت پایدار جنگل است.

دکتر یحیی کوچ، دکتر زهرا مهمدی، دکتر مجتبی امیری، دکتر مهرداد زرافشار، دکتر سعید شعبانی، دکتر مجید محمدی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه: در بوم‌سازگان‌های خشکی به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک که بوم‌سازگان‌های شکننده و آسیب‌پذیر هستند، تخریب جنگل‌ها و تغییر کاربری اراضی یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر تغییرپذیری ویژگی‌های خاک محسوب می‌شود. در این راستا، تنفس خاک به‌عنوان اصلی‌ترین فرآیند کنترل کربن در فرایندهای زیرزمینی، با فعالیت میکروبی خاک، در دسترس بودن بسترهای مختلف، محتوای مواد مغذی خاک، دینامیک ریشه، دمای خاک و رطوبت همبستگی داشته و شاخص خوبی به‌منظور برآورد بهره‌وری بوم‌سازگان‌ محسوب می‌شود.
هدف: نظر به اینکه پیامدهای بلندمدت تخریب زمین و ویژگی‌های خاک و تنفس میکروبی، که تأثیر قابل‌توجهی بر انتشار دی‌اکسید کربن جهانی دارند، به طور کامل شناخته نشده‌اند. این مطالعه با هدف بررسی اثرات تخریب جنگل و تغییر کاربری اراضی بر خصوصیات فیزیکی، شیمیایی و تنفس خاک در بوم‌سازگان‌های کوهستانی نیمه‌خشک انجام شد.
روش تحقیق: پژوهش حاضر در منطقه کوهستانی میخساز روستای کجور از توابع شهرستان نوشهر واقع در استان مازندران در شمال ایران انجام شد. ارتفاع از سطح دریا از ۱۶۰۰ تا ۱۷۰۰ متر با شیب ۱۰ تا ۲۰ درصد متغیر است. این منطقه دارای بارندگی سالانه ۳۶۵ میلی‌متر و میانگین دمای سالانه ۱۱ درجه سانتی‌گراد است. خاک‌ها لوم رسی هستند و طبق طبقه‌بندی خاک (وزارت کشاورزی ایالات‌متحده، ۲۰۱۴) در آلفی‌سول طبقه‌بندی می‌شوند. منطقه مورد بررسی دارای پتانسیل جنگل (شامل Carpinus orientalis. Mill و Quercus macranthera. F&M) و همچنین مرتع (از جمله Artemisia aucheri. Boiss و Astragalus podolobus Boiss. & Hohen) است. منطقه مورد مطالعه عمدتاً پوشیده از جنگل بود، اما به دلیل فعالیت‌های انسانی در طول ۳۰ سال گذشته، به سه کاربری متمایز جنگل، مرتع مشجر و مرتع تبدیل شده است. در هر یک از کاربری‌های مورد مطالعه (جنگل، مرتع مشجر و مرتع)، چهار قطعه نمونه به مساحت چهار هکتار (۲۰۰×۲۰۰ متر)، در فاصله ۶-۴ کیلومتری از یکدیگر در نظر گرفته شد. مناطق انتخاب شده از نظر سنگ‌بستر (آهکی دولومیت)، فیزیوگرافی (متوسط ارتفاع ۱۶۵۰ متر از سطح دریا و شیب منطقه بین ۱۰ تا ۱۵ درصد و جهت جغرافیایی غالب شمالی)، شرایط اقلیمی (کوهستانی سرد) و شرایط مدیریت (بدون دخالت انسان، لقاح و چرای دام) مشابه بودند. نمونه‌برداری از خاک در فصل تابستان انجام شد. نمونه خاک (در مساحت ۳۰×۳۰ سانتی‌متر از دو عمق ۰-۱۵ و ۱۵-۳۰ سانتی‌متر) از چهار گوشه و مرکز هر یک از قطعات نمونه نمونه‌برداری شد. در مجموع در هر قطعه نمونه پنج نمونه و در کل ۲۰ نمونه خاک از عمق ۰ تا ۱۵ سانتی‌متر و ۲۰ نمونه خاک از عمق ۳۰-۱۵ سانتی‌متری از هر پوشش زمین جمع‌آوری شد. به‌منظور بررسی تفاوت یا عدم تفاوت مقادیر مشخصه‌های مورد بررسی در رویشگاه‌های مورد مطالعه، از طرح کرت‌های خرد شده برای مشخصه‌های فیزیکی و شیمیایی و از تحلیل واریانس یک‌طرفه ANOVA  برای مشخصه‌های زیستی با نرمافزار SPSS نسخه ۲۰ استفاده شد. همچنین، به‌منظور تعیین ارتباط پوشش‌های گیاهی با تنفس خاک ترسیم نمودارها با استفاده از نرم‌افزار Excel انجام شد
نتایج: بررسی تغییرات ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک نشان داد که ویژگی میکروخاکدانه، ماکروخاکدانه، پایداری خاک، میانگین وزنی قطر خاک، کربن در میکروخاکدانه، کربن در ماکروخاکدانه، نسبت کربن در میکرو به ماکرو خاکدانه، نیتروژن در میکروخاکدانه، نیتروژن در ماکروخاکدانه، نسبت کربن به نیتروژن در میکروخاکدانه، نسبت کربن به نیتروژن در ماکروخاکدانه، کربن آلی محلول، نیتروژن آلی محلول و ماده آلی محلول در بین سه کاربری اختلاف معنی‌داری داشت. علاوه براین میکروخاکدانه، ماکروخاکدانه، میانگین وزنی قطر خاک، کربن در میکروخاکدانه، کربن در ماکروخاکدانه، نیتروژن در میکروخاکدانه، نیتروژن در ماکروخاکدانه، نسبت نیتروژن در میکرو به ماکرو خاکدانه و کربن، نیتروژن و ماده آلی محلول نیز در دو عمق خاک اختلاف معنی‌داری را نشان دادند. همچنین در بررسی اثرات متقابل پوشش گیاهی و عمق بر مشخصه‌های فیزیکی و شیمیایی خاک به‌جز نیتروژن آلی محلول، سایر مشخصه‌ها اختلاف معنی‌داری را نشان ندادند. نتایج بررسی ویژگی‌های میکروبی خاک نشان داد که تنفس ناشی از بستر در تمامی تیمارهای مورد استفاده (یک آمین (ال-گلوتامین)، پنج اسیدآمینه (ال-آرژنین، ال-گلوتامیک اسید، ال-هیستیدین، ال-لیزین و ال. -سرین)، پنج کربوهیدرات (D گلوکز، D-مانوز، آرابینوز، D-سوربیتول و D-فروکتوز) و شش اسید کربوکسیلیک (اسید سیتریک، اسید L-آسکوربیک، اسید فوماریک، -مالیک اسید، اسید اوریک، اسید تارتاریک) در کاربری جنگلی به طور معنی‌داری (۰۵/۰P<) بیشتر از دو پوشش دیگر بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی خاک تحت تأثیر پوشش گیاهی سطح زمین، به‌ویژه در لایه سطحی خاک است. بنابراین حذف پوشش گیاهی می‌تواند منجر به تغییرات منفی قابل توجه خصوصیات خاک در مناطق نیمه‌خشک شود. با توجه به اینکه خاک در مناطق نیمه‌خشک به‌شدت مستعد تخریب است، درنتیجه کاهش و تخریب پوشش گیاهی نقش مهمی در تشدید این اثرات و تأثیرگذاری بر ارائه خدمات اکوسیستمی در این گونه مناطق دارد. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش تأکید می‌کند که تبدیل مناطق جنگلی به بوم‌سازگان‌های دیگر منجر به تغییر چرخه کربن و نیتروژن و تنفس میکروبی خاک شده است. این تحقیق نشان می‌دهد که بوم‌سازگان‌های جنگلی در تمامی تیمارهای تنفس برانگیخته از شرایط میکروبی بهتری در مقایسه با مراتع برخوردار هستند. علاوه بر این، میزان تنفس خاک و انتشار دی‌اکسید کربن به‌طور ذاتی با یکدیگر مرتبط هستند و هرگونه تغییر کاربری اراضی از مناطق جنگلی به مراتع منجر به تغییر میزان تنفس خاک و متعاقب آن انتشار دی‌اکسید کربن و خواهد شد. نتایج این تحقیق می‌تواند به توسعه مدیریت پایدار و برنامه‌های احیای مناطق تخریب‌شده در اقلیم‌های مشابه کمک کند، زیرا کیفیت بالای خاک این جنگل‌ها نشان‌دهنده پتانسیل بالای پوشش گیاهی چوبی ( به‌ویژه .Carpinus orientalis Mill و Quercus macranthera F&M.) برای حفاظت خاک و تنوع زیستی است. همچنین این یافته‌ها می‌توانند مبنای طراحی برنامه‌های آموزشی برای جوامع محلی در حفظ اکوسیستم‌های طبیعی با جلوگیری از تغییرات کاربری و احیای مناطق تخریب‌شده شوند. به طور کلی، این مطالعات می‌توانند به بهبود شرایط محیطی، اقتصادی و اجتماعی در مناطق مختلف کمک کنند. در نهایت، این مطالعه بر نیاز فوری به استفاده از شیوه‌های مدیریت پایدار برای جلوگیری از تخریب بیشتر و ترویج اجرای تکنیک‌های احیا در جنگل‌های تخریب‌شده تأکید می‌کند.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به بوم‏شناسی جنگل‏های ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Ecology of Iranian Forest

Designed & Developed by: Yektaweb